تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکیست! - جور استاد به ز مهر پدر
 
و خدایی که در این نزدیکیست!
دنیا همه هیچ، کار دنیا همه هیچ، ای هیچ، بهر هیچ، در هیچ مپیچ
صفحه نخست       اشعار من        عکس های سردشت      RSS      ATOM
جنبش گهواره خواب طفل را سازد گران
از تزلزل بیش محکم می شود بنیان ما                    
   « صائب تبریزی »

امتحانات میان دوره ای تازه تمام شده بود که دانشجویی در محوطه ی دانشگاه جلوی یکی از دوستان اساتید را گرفت. استاد از او درباره ی امتحانات سوال کرد و او ابراز داشت: «هیچ کدام مشکل نبود... به جز امتحان یکی از استادان که قبول شدن در آن، کار حضرت فیل است!!! باور کنید استاد، مجبورم یه عالمه مطالعه کنم تا فقط نمره ی قبولی بگیرم و رفوزه نشوم. »

استاد پرسید:«از این همه مطالعه ای که به خاطر این استاد سخت گیر می کنید، بیش تر یاد می گیرید یا از مطالعه به خاطر استادان دیگری که زیاد سخت گیر نیستند؟»

« ... راستش ... بله ... فکر می کنم  درس این استاد را بیش تر از درس استادان دیگر درک می کنم . اما نمی دانم آیا این همه سختگیری واقعاً لازم است؟»


استاد پرسید : « آیا تا به حال چاقو تیز کرده ای؟»


پاسخ داد :«بله استاد، تیز کرده ام... موقعی که همراه خانواده ام به گردش دسته جمعی رفته ایم، پدرم این کار را به من یاد داده است.»


استاد پرسید: «برای تیز کردن چاقو از سنگ استفاده کرده ای یا حوله؟»


« حوله؟ چاقو را که نمی شود با حوله تیز کرد، استاد!»


« دقیقاً همین طور است . چاقو را نمی توان با حوله تیز کرد. چاقو را می توان با مالیدن به یک سطح سخت تیز کرد، طوری که به اندازه ی کافی برنده شود تا بتواند به هدف اصلی خود که بریدن است، جامه ی عمل بپوشاند.

انسان ها را نمی توان به کمک سطوح نرم، تیز کرد. آنها را فقط با سطوح سخت مسائل و مشکلات می توان به اندازه ای تیز کرد که در زندگی از «برش» لازم برخوردار باشند. و بتوانند به وظایف خود در زندگی جامه ی عمل بپوشانند.»

( برایان کاوانو – شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید – جلد سوم )





،




خدایا سه چیز را از کسی که آفریدی
دریغ مدار!
که تا زنده ام توان
خواندن نماز ایستاده را داشته باشم،
که عشقت از دلم بیرون نرود،
و آن زمان که مرا خواندی در راه تو باشم.
ای محبوب من،
ما را پاک بگردان،
پاک بمیران،
و پاک محشور بگردان...

مدیر وبلاگ : ژیان درویشی
آرشیو وبلاگ
نویسندگان