تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکیست! - ابزار خداوند
 
و خدایی که در این نزدیکیست!
دنیا همه هیچ، کار دنیا همه هیچ، ای هیچ، بهر هیچ، در هیچ مپیچ
صفحه نخست       اشعار من        عکس های سردشت      RSS      ATOM
شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: ژیان درویشی
بیدلی در همه احوال خدا با او بود                                او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
                                                                                                                 "حافظ"


از مردی مذهبی که ایمان راسخی به خداوند داشت لطیفه ای حکایت میکنند.
او هر روز خدا را دعا ونیایش میکرد و معتقد بود اگر جایی مشکلی بروز کند خدا او را از مهلکه نجات می دهد.
یکی از روزها بارندگی شد.
روستا ی مرد را سیل گرفت و همه شتابان پا به فرار گذاشتند. چند نفری سوار بر اتومبیل از کنار خانه او گذشتند، به او اصرار کردند که سوار اتومبیل شود و جانش را نجات دهد. اما مرد جواب داد: «خداوند مرا نجات میدهد».
بارندگی ادامه یافت و آب طبقه اول ساختمان را گرفت، مرد مجبور شد به طبقه دوم ساختمان برود تا غرق نشود. قایقی از راه رسید، چند نفری در آن نشسته بودند به مرد اصرار کردند که با آنها برود وجا نش را نجات دهد.
بار دیگر مرد جواب داد که:«خیلی متشکرم ،خداوند مرا نجات می دهد.»
 دیری نگذشت که مجبور شد برای نجات از سیل به پشت بام برود.
هلیکوپتری رسید، خلبان فریاد کنان به او گفت:«طنابی پایین می فرستم، آن را بگیر تا تو را بالا بکشم.»
مرد گفت:«از لطفت متشکرم، اما خداوند مرا نجات می دهد.»
چند دقیقه بعد آب بالاتر آمد و مرد را غرق کرد. روز قیامت مرد به بهشت رفت. در بهشت خداوند را دید. خدا گفت:«قرار نبود اینجا باشی، اجلت فرا نرسیده بود، اینجا چه میکنی؟»
مرد مقدس به خدا گفت:«هر چه منتظر ماندم که مرا نجات بدهی این کار رانکردی. من به تو ایمان داشتم. فکرکردم نجاتم میدهی اما نیامدی، چه اتفاقی افتاده بود؟» خداوند جواب داد:«برایت یک اتومبیل، یک قایق ویک هلیکوپتر فرستادم، دیگر چه چیزی میخواستی؟»

وقتی چشم امیدتان به خدا باشد، هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید وهیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید.

آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.




،




خدایا سه چیز را از کسی که آفریدی
دریغ مدار!
که تا زنده ام توان
خواندن نماز ایستاده را داشته باشم،
که عشقت از دلم بیرون نرود،
و آن زمان که مرا خواندی در راه تو باشم.
ای محبوب من،
ما را پاک بگردان،
پاک بمیران،
و پاک محشور بگردان...

مدیر وبلاگ : ژیان درویشی
آرشیو وبلاگ
نویسندگان