تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکیست! - کابوس
 
و خدایی که در این نزدیکیست!
دنیا همه هیچ، کار دنیا همه هیچ، ای هیچ، بهر هیچ، در هیچ مپیچ
صفحه نخست       اشعار من        عکس های سردشت      RSS      ATOM
سه شنبه 15 فروردین 1391 :: ژیان درویشی
مثل یک کابوس ما را به رویا می بری
پشت ردت تا کجا ما را به هر جا می بری
باز هم دعوت به طوفان کن مرا اما بدان
من دلم دریاست، دریا را به دریا می بری
من شبیه یوسفم، راه سقوطم چاه نیست
چون بیاندازی مرا در چاه، بالا می بری
دلم خوشم گر دل به غیر از من به هر کس باختی
بردنی ها را فقط از سینه ما می بری
با همان یک حرکت اول نگاهم مات بود
ماتم از اینکه پس از یک عمر حالا می بری
مثل یک کابوس مارا به رویا می بری
پشت ردت تا کجا ما را به هر جا می بری

"روزبه بمانی"




،




خدایا سه چیز را از کسی که آفریدی
دریغ مدار!
که تا زنده ام توان
خواندن نماز ایستاده را داشته باشم،
که عشقت از دلم بیرون نرود،
و آن زمان که مرا خواندی در راه تو باشم.
ای محبوب من،
ما را پاک بگردان،
پاک بمیران،
و پاک محشور بگردان...

مدیر وبلاگ : ژیان درویشی
آرشیو وبلاگ
نویسندگان