تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکیست! - خواب
 
و خدایی که در این نزدیکیست!
دنیا همه هیچ، کار دنیا همه هیچ، ای هیچ، بهر هیچ، در هیچ مپیچ
صفحه نخست       اشعار من        عکس های سردشت      RSS      ATOM
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: ژیان درویشی

اینجا بر تخته سنگ

پشت سرم نارنج زار

رو به رو دریا مرا می خواند

سرگردان نگاه می کنم

می آیم. می روم.

آنگاه در می یابم که همه چیز یکسان است و با این حال نیست.

آسمان روشن و آبی. کنون تلخ و ملال انگیز.

سفید پوشیده بودم با موی سیاه.

اکنون سیاه جامه ام با موی سپید.

می آیم... می روم... می اندیشم که شاید خواب بوده ام.

می اندیشم که شاید خواب دیده ام.

خواب بوده ام. خواب دیده ام.

عطر برگهای نارنج. چون بوی تلخ خوش کندر.

رو به رو دریا مرا می خواند...

می اندیشم که شاید خواب دیده ام.

می اندیشم که شاید خواب بوده ام.

خواب دیده ام.

اما همه چیز یکسان است و با این حال نیست ...

"شاعر:؟؟؟"





،




خدایا سه چیز را از کسی که آفریدی
دریغ مدار!
که تا زنده ام توان
خواندن نماز ایستاده را داشته باشم،
که عشقت از دلم بیرون نرود،
و آن زمان که مرا خواندی در راه تو باشم.
ای محبوب من،
ما را پاک بگردان،
پاک بمیران،
و پاک محشور بگردان...

مدیر وبلاگ : ژیان درویشی
آرشیو وبلاگ
نویسندگان