تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکیست! - شعرهای عاشقانه ام بافته انگشتان توست
 
و خدایی که در این نزدیکیست!
دنیا همه هیچ، کار دنیا همه هیچ، ای هیچ، بهر هیچ، در هیچ مپیچ
صفحه نخست       اشعار من        عکس های سردشت      RSS      ATOM


شعرهای عاشقانه ام


بافته انگشتان توست

و ملیله دوزی

زیبایی ات.

پس

هرگاه

مردم شعر تازه ای از من بخوانند

تو را سپاس می گویند.

*

تمام گل هایم

محصول باغ تو

باده ام

ارمغان تاک تو

انگشتری هایم

از کان طلای توست

و شعرهایم

امضای تو را در پای خود دارد.

*

ای که قامتت

از بادبان بالاتر

و فضای چشمانت

گسترده تر از آزادیست

تو زیباتری

از کتاب های نوشته و نانوشته من

و سروده های آمده و نیامده ام.

*

نمی توانم

زنده بمانم

بی هوایی که نفس می کشی

بی کتابی که می خوانی

بی قهوه ای که می نوشی

بی آهنگی که می شنوی.


*

عشق

این است که جغرافیایی نداشته باشد

و تو

تاریخی نداشته باشی

عشق این است که تو

با صدای من سخن بگویی

با چشمان من ببینی

و هستی را

با انگشتان من

کشف کنی.


"نزار قبانی"







،




خدایا سه چیز را از کسی که آفریدی
دریغ مدار!
که تا زنده ام توان
خواندن نماز ایستاده را داشته باشم،
که عشقت از دلم بیرون نرود،
و آن زمان که مرا خواندی در راه تو باشم.
ای محبوب من،
ما را پاک بگردان،
پاک بمیران،
و پاک محشور بگردان...

مدیر وبلاگ : ژیان درویشی
آرشیو وبلاگ
نویسندگان